پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۲

اهل نظران دیده به روی تو گشایند

حسن تو در آئینهٔ یکتا بنمایند

خورشید جمال تو نموده است به ما روی

آنها که طلبکار لقایند کجایند

در آینه حسن تو نمایند خدا را

صاحبنظرانی که منور به خدایند

رندان سراپردهٔ میخانه در این دور

شاید که به پابوس تو هر دم به سر آیند

بی دُردی دردت نتوان یافت دوائی

دلها همه زان خستهٔ این درد و دوایند

ای عقل برو از در میخانه که رندان

مستند و به امثال تو این در نگشایند

هر بیت که سید ز سر ذوق بگوید

سریست که مستان همه آن بیت سرایند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۴عارفانی که ما به ما جویند
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۵ذوقیست دلم را که به عالم نتوان داد
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۶رندان همه مستند و می از جام ندانند
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۷دست چپ را یسار می خوانند
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۸سیدم روح اعظمش خوانند
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۹مده به باد هوا جان خویشتن بر باد
  7. غزل شمارهٔ ۷۵۰ساغر و می مدام در کارند
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۱آنها که نگار را نگارند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.