پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴۱

ترک سرمستم دگر باره کلاه کج نهاد

ملک دل بگرفت و خان و مان همه بر باد داد

پیش سلطان داد بتوان خواستن از دیگران

چون که زو بیداد باشد از که خواهم خواست داد

عقل سرگردان ز پا افتاد و عشقش در ربود

همچو مخموری به دست ترک سرمستی فتاد

در چمن سرو سهی تا دید آن بالای او

سر به پای او فکند و پیش او بر پاستاد

خوش در میخانه را بر روی ما بگشاده اند

بس گشایش ها که ما را رو نموده زین گشاد

در خرابات مغان رندی که نام ما شنود

سرخوشانه پای کوبان رو به سوی ما نهاد

گر کسی گوید که سید توبه کرد از عاشقی

حاش لله این نخواهم کرد و این هرگز مباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴۳هر در که به روی ما گشایند
  2. غزل شمارهٔ ۷۴۴عارفانی که ما به ما جویند
  3. غزل شمارهٔ ۷۴۵ذوقیست دلم را که به عالم نتوان داد
  4. غزل شمارهٔ ۷۴۶رندان همه مستند و می از جام ندانند
  5. غزل شمارهٔ ۷۴۷دست چپ را یسار می خوانند
  6. غزل شمارهٔ ۷۴۸سیدم روح اعظمش خوانند
  7. غزل شمارهٔ ۷۴۹مده به باد هوا جان خویشتن بر باد
  8. غزل شمارهٔ ۷۵۰ساغر و می مدام در کارند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.