پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۸

زاهد به سراپردهٔ رندان مگذارید

مخمورش از آن مجلس رندان به در آرید

بیگانه مباشد بپاشید سر و زر

تخمی که توانید در این باغ بکارید

هر خم شرابی که سپردید به رندی

آرید بر ما و به اهلش بسپارید

روشن بتوان دید که نور بصر ماست

بر دیده اگر نقش خیالی بنگارید

یک دم که ز ما فوت شود بی می و ساقی

از عمر مگوئید و حیاتش مشمارید

کار همه رندان خرابات برآید

بر ما نفسی همت خود گر بگمارید

سید ز در میکده مستانه درآید

نوریست که پیدا شده پنهانش ندارید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۰در دور قمر نقطهٔ خورشید ببینید
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۱آفتاب چرخ معنی بایزید
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۲ترک می و میخانه به یک بار مگوئید
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۳در سراپردهٔ دل خانه خدا را طلبید
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۴زاهد دگر از خلوت تقوی به درافتاد
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۵آتشی در نهاد جان افتاد
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۶هر که بر خاک راه او افتاد
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۷دل به دست زلف دلبر اوفتاد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.