پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۴

عین او در عین اعیان شد پدید

آن چنان پنهان چنین پیدا که دید

آفتابست او و عالم سایه بان

چتر شاهی بر سر عالم کشید

جامی از می پر ز می بستان بنوش

این سخن از ما به جان باید شنید

در هوای یوسف گل پیرهن

همچو غنچه جامه را باید درید

لطف او آئینهٔ گیتی نما

از برای حضرت خود آفرید

ما حباب و عین ما آب حیات

نوش کن جامی بگو هل من مزید

سید ما از جمال پر کمال

می نماید هر زمان حسنی پدید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۶از کرم جان عزیزم بر جانانه برید
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۷رخت ما را به سراپردهٔ میخانه برید
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۸زاهد به سراپردهٔ رندان مگذارید
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۹کفر سر زلف بت عیار ببینید
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۰در دور قمر نقطهٔ خورشید ببینید
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۱آفتاب چرخ معنی بایزید
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۲ترک می و میخانه به یک بار مگوئید
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۳در سراپردهٔ دل خانه خدا را طلبید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.