پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۳

این چنین رندی که من دیدم که دید

هفت دریا را به یک دم درکشید

دیده ام آئینهٔ گیتی نما

آفریننده به لطفش آفرید

عاشق سرمست در کوی مغان

فارغ است از بایزید و از یزید

مجلس عشقست و ساقی در حضور

ذوق یاران باد یارب بر مزید

دیدهٔ روشن که دیده روی او

در چنان دیده بود نورش پدید

اعتباری می نماید فصل و وصل

گه قریبت می نماید گه بعید

نعمت الله مست و جام می به دست

باشد آن می کهنه و جامش جدید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۵سالها در طلبت دیده به هر سو گردید
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۶از کرم جان عزیزم بر جانانه برید
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۷رخت ما را به سراپردهٔ میخانه برید
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۸زاهد به سراپردهٔ رندان مگذارید
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۹کفر سر زلف بت عیار ببینید
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۰در دور قمر نقطهٔ خورشید ببینید
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۱آفتاب چرخ معنی بایزید
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۲ترک می و میخانه به یک بار مگوئید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.