پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۲

این و آن بود جمله آن گردید

این چنین بود آن چنان گردید

باز علم بدیع می خوانیم

این معانی از آن بیان گردید

هر که در صحبتم دمی بنشست

محرم راز عاشقان گردید

در مقامی که جان نمی گنجد

گرد آنجا کجا توان گردید

وانکه چون ما فتاد در دریا

قطره ای بحر بیکران گردید

هر که دل را به دلبری بسپرد

مونس جان دلبران گردید

نعمت الله پیر عارف بود

این زمان باز نوجوان گردید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۴عین او در عین اعیان شد پدید
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۵سالها در طلبت دیده به هر سو گردید
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۶از کرم جان عزیزم بر جانانه برید
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۷رخت ما را به سراپردهٔ میخانه برید
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۸زاهد به سراپردهٔ رندان مگذارید
  6. غزل شمارهٔ ۷۱۹کفر سر زلف بت عیار ببینید
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۰در دور قمر نقطهٔ خورشید ببینید
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۱آفتاب چرخ معنی بایزید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.