پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۱

عاشق آن است که معشوق به جان می جوید

می رود بی سروپا گرد جهان می جوید

همچو مجنون همه جا لیلی خود می طلبد

همه لیلی طلبد وز همگان می جوید

می کند دلبر سرمست مرا دلجوئی

بی تکلف دل من نیز چنان می جوید

عارف از اول و آخر چو خبر می جوید

ظاهر و باطن و پیدا و نهان می جوید

هر کسی آنچه طلب می کند ار داند باز

دامن خویش به دست آرد و آن می جوید

رسته از نام و نشان ، نام و نشان جوید نه

رسته از نام و نشان ، نام و نشان می جوید

نعمت الله ز خدا از سر اخلاص مدام

صحبت ساقی سرمست مغان می جوید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۳این چنین رندی که من دیدم که دید
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۴عین او در عین اعیان شد پدید
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۵سالها در طلبت دیده به هر سو گردید
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۶از کرم جان عزیزم بر جانانه برید
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۷رخت ما را به سراپردهٔ میخانه برید
  6. غزل شمارهٔ ۷۱۸زاهد به سراپردهٔ رندان مگذارید
  7. غزل شمارهٔ ۷۱۹کفر سر زلف بت عیار ببینید
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۰در دور قمر نقطهٔ خورشید ببینید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.