پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۸

مرا هر دم خیالی رو نماید

در آن نقش خیالم او نماید

به بیداری و خواب ار بینم او را

به هر صورت مرا نیکو نماید

یکی رو در دو آئینه چو بنمود

یکی باشد اگر چه دو نماید

حباب و موج و دریا جمله آبند

گهی در چشمه گه در جو نماید

هزاران آینه گر بینم ای دوست

همه امثال او یک رو نماید

دو تو بنماید این رشته با حول

ولی در چشم ما یک تو نماید

همه کس نعمت الله را نبیند

ولی تا او به هر کس چو نماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۰هر که او عین ما به ما جوید
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۱عاشق آن است که معشوق به جان می جوید
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۲این و آن بود جمله آن گردید
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۳این چنین رندی که من دیدم که دید
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۴عین او در عین اعیان شد پدید
  6. غزل شمارهٔ ۷۱۵سالها در طلبت دیده به هر سو گردید
  7. غزل شمارهٔ ۷۱۶از کرم جان عزیزم بر جانانه برید
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۷رخت ما را به سراپردهٔ میخانه برید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.