پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۷

نوری که خدا به ما نماید

در جام جهان نما نماید

آئینه چو صیقلش نکردی

روی تو به تو کجا نماید

این لطف نگر که پادشاهی

در صورت هر گدا نماید

رندانه به نوش دُردی درد

تا درد تو را دوا نماید

نقشی به خیال می نگارم

نقاش به نقشها نماید

در موج و حباب آب دریاب

کان جوهر ما به ما نماید

در دیدهٔ سیدم نظر کن

تا نور خدا تو را نماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۹عالم چو مثالی است که در آب نماید
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۰هر که او عین ما به ما جوید
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۱عاشق آن است که معشوق به جان می جوید
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۲این و آن بود جمله آن گردید
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۳این چنین رندی که من دیدم که دید
  6. غزل شمارهٔ ۷۱۴عین او در عین اعیان شد پدید
  7. غزل شمارهٔ ۷۱۵سالها در طلبت دیده به هر سو گردید
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۶از کرم جان عزیزم بر جانانه برید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.