پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۶

جسمی دارم که جان نماید

جانی است که آن روان نماید

عالم چو ظهور نور اسماست

هر نام از او نشان نماید

عینی است که صدهزار صورت

در دیدهٔ این و آن نماید

خوش آینه ایست جام و باده

معشوق به عاشقان نماید

ساغر متنوع است از آن می

دائم در وی چنان نماید

در آینه هر چه تو نمائی

آئینه به تو همان نماید

یک معنی و صدهزار صورت

سید به جهانیان نماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۰۸مرا هر دم خیالی رو نماید
  2. غزل شمارهٔ ۷۰۹عالم چو مثالی است که در آب نماید
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۰هر که او عین ما به ما جوید
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۱عاشق آن است که معشوق به جان می جوید
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۲این و آن بود جمله آن گردید
  6. غزل شمارهٔ ۷۱۳این چنین رندی که من دیدم که دید
  7. غزل شمارهٔ ۷۱۴عین او در عین اعیان شد پدید
  8. غزل شمارهٔ ۷۱۵سالها در طلبت دیده به هر سو گردید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.