پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۲

عقل ناقص به کار می ناید

صحبت او مرا نمی باید

سخنش اعتبار نتوان کرد

زانکه بر قول خود نمی پاید

هر زمان قصهٔ دگر خواند

هر دم انکامه ای بیاراید

آبرو را به خاک ره ریزد

به لب خشک باده پیماید

چون که از شوق عشق بی خبرست

لاجرم دوستی نمی شاید

نفی سید کند ولی به خیال

آن خیالش به خواب بنماید

سیدی عاشقی بجو که تمام

جانت از ذوق او بیاساید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۴ساقی رخ اگر به ما نماید
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۵عقل چندان که خود بیاراید
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۶گر در طلب اوئی ناگه به برت آید
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۷چشمت به تو نور خوش نماید
  5. غزل شمارهٔ ۶۹۸نقشی است خیالش که به هر دست بر آید
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۹با رخ او قمر چه کار آید
  7. غزل شمارهٔ ۷۰۰خوش درددلی دارم درمان به چه کار آید
  8. غزل شمارهٔ ۷۰۱نوش کن می که روحت افزاید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.