پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۴

ساقی رخ اگر به ما نماید

در جام جهان نما نماید

آئینهٔ معنئی به دست آر

تا صورت او تو را نماید

نتوان دیدن به خود خدا را

بینیم اگر خدا نماید

خورشید به نور طلعت خویش

روئی به من و شما نماید

نوشیم شراب تا دهد جام

بینیم جمال تا نماید

گر آینه عین او نباشد

ما را و تو را کجا نماید

دیدیم به چشم نعمت الله

نوری که خدا به ما نماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۹۶گر در طلب اوئی ناگه به برت آید
  2. غزل شمارهٔ ۶۹۷چشمت به تو نور خوش نماید
  3. غزل شمارهٔ ۶۹۸نقشی است خیالش که به هر دست بر آید
  4. غزل شمارهٔ ۶۹۹با رخ او قمر چه کار آید
  5. غزل شمارهٔ ۷۰۰خوش درددلی دارم درمان به چه کار آید
  6. غزل شمارهٔ ۷۰۱نوش کن می که روحت افزاید
  7. غزل شمارهٔ ۷۰۲ذاتش به صفات می نماید
  8. غزل شمارهٔ ۷۰۳ذاتش به صفات می نماید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.