پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۳

مائیم ایاز و یار محمود

مائیم عباد و دوست معبود

دل ذره و مهر یار خورشید

عشق آتش و جان عاشقان عود

چون سایه مرا ز خاک برداشت

مهرش چو جمال خویش بنمود

بربست زبان ما به حیرت

چون پرده ز روی کار بگشود

جز جود وجود مطلق حق

در دار وجود نیست موجود

یک جرعه ز دُرد درد ساقی

خوردیم چنان که بود مقصود

مستیم چو سید از می عشق

آسوده شده ز بود و نابود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸۵قادر پر کمال کن فیکون
  2. غزل شمارهٔ ۶۸۶در همه آینه جمال نمود
  3. غزل شمارهٔ ۶۸۷در مرتبه ای ساجد در مرتبه ای مسجود
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۸نگار مست من هر دم ز نو بزمی بیاراید
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۹بر بسته نقاب ، دل رباید
  6. غزل شمارهٔ ۶۹۰عقل هر دم که در سرود آید
  7. غزل شمارهٔ ۶۹۱خواب در چشم خوش نمی آید
  8. غزل شمارهٔ ۶۹۲عقل ناقص به کار می ناید
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.