پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۵

یک نفس یعقوب بی یوسف نبود

گرچه هجرانش به ظاهر می‌نمود

هر که را دیدی نمودی یوسفش

هر چه بشنیدی ز یوسف می‌شنود

تا مگر یوسف در آید از درش

در بر وی هر که بودی می‌گشود

هر که در کنعان بدیدی پیش او

یوسف مصری خود را می‌ستود

چون بر تخت این ظهورش را بیافت

سر حق خود دید از آن گردش سجود

هرچه بود و هست و خواهد بود اوست

هر چه باشد باشد از جود وجود

گر خلیل الله به صورت غایب است

نعمت اله یکدمی بی او نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۷به سر عاشقان که عین وجود
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۸هر کسی را عنایتی فرمود
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۹لطف ساقی بسی کرم فرمود
  4. غزل شمارهٔ ۶۸۰لطف ساقی بسی کرم فرمود
  5. غزل شمارهٔ ۶۸۱ساقی ما به ما کرم فرمود
  6. غزل شمارهٔ ۶۸۲هستی ما همه بود به وجود
  7. غزل شمارهٔ ۶۸۳مائیم ایاز و یار محمود
  8. غزل شمارهٔ ۶۸۴هرچه امکان لطف و رحمت بود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.