پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۲

خواجه آنجا فقیر خواهد بود

بنده آنجا امیر خواهد بود

پادشاه حقیقت است انسان

عقل آنجا وزیر خواهد بود

در چنین قریه ای که ماهان است

نفس آنجا گزیر خواهد بود

هیچ دانی که این فغان ز کجاست

بانگ خواجه به شیر خواهد بود

هر که خود را عظیم می گیرد

پیش مردان حقیر خواهد بود

وانکه اینجا صغیر و خوار بود

در قیامت کبیر خواهد بود

سید ما به نور حضرت او

همچو بدر منیر خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۴آفتاب مه نقابی رو نمود
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۵این سعادت بین که ما را رو نمود
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۶خوش خیالی به خواب رو بنمود
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۷پادشه حکم ما روان بنمود
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۸صبحدم آفتاب رو بنمود
  6. غزل شمارهٔ ۶۶۹بیا که مجلس عشق است و طالع مسعود
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۰هر کجا صاحبجمالی رو نمود
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۱جیب شب آفتاب چون بگشود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.