پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی

سلیم تهرانی

غزلیات

۹۴۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ تماشایش برد از آهوی وحشی تک و دو را
  2. شمارهٔ ۶۲ ای قناعت مژده‌ای ده شاه هفت اقلیم را
  3. شمارهٔ ۶۳ دیوانه ایم و وادی عشق است دشت ما
  4. شمارهٔ ۶۴ برق عشق آمد که سوزد خرمن تدبیر را
  5. شمارهٔ ۶۵ کی به دل آرم خیال آشیان خویش را
  6. شمارهٔ ۶۶ سرو چون سایه ز پی آمده رفتار ترا
  7. شمارهٔ ۶۷ کی ز تیغ آفتاب خویش باشد غم مرا
  8. شمارهٔ ۶۸ دلم به عشق هلاک است کینه خواهی را
  9. شمارهٔ ۶۹ گر به گوش خود ز مردم بشنوی گفتار را
  10. شمارهٔ ۷۰ یارب این چاک گریبان ز چه باشد گل را
  11. شمارهٔ ۷۱ شکست فتح بود بیدلان جنگ ترا
  12. شمارهٔ ۷۲ گرفته از علم سروقد او پیش خیلی را
  13. شمارهٔ ۷۳ تا چند کنی خون دل صاحب نظران را
  14. شمارهٔ ۷۴ در سر کوی تو شب خاک بود بستر ما
  15. شمارهٔ ۷۵ ز حریم کعبه کمتر نبود کنشت ما را
  16. شمارهٔ ۷۶ جهان چه می به قدح ریخت بی خبر ما را
  17. شمارهٔ ۷۷ ز طوف میکده واجب بود سپاس مرا
  18. شمارهٔ ۷۸ در دوزخ و بهشت نیاسوده‌ایم ما
  19. شمارهٔ ۷۹ به غیر میکده زاهد بود شراب کجا
  20. شمارهٔ ۸۰ گل ز بلبل یاد گیرد مستی جاوید را
  21. شمارهٔ ۸۱ چو غنچه جمع کن از خار عشق دامان را
  22. شمارهٔ ۸۲ بیا که سوخت ز شوق تو لاله در صحرا
  23. شمارهٔ ۸۳ من از میانه برون، یار در کنار مرا
  24. شمارهٔ ۸۴ درین کشور چه میپرسی غرور حسن سرکش را
  25. شمارهٔ ۸۵ در دیده ندارم دگر ای عهدشکن آب
  26. شمارهٔ ۸۶ نیست ممکن جرعه ی آبی نباشد با نصیب
  27. شمارهٔ ۸۷ سخن ماست سربسر مرغوب
  28. شمارهٔ ۸۸ خون گل ریزد درین باغ پرافسون آفتاب
  29. شمارهٔ ۸۹ بر آن سرم که کنم فاش گفتگوی شراب
  30. شمارهٔ ۹۰ نوبهار است و به جدول می‌رود مستانه آب
  31. شمارهٔ ۹۱ بهار است و چمن چون روی محبوب
  32. شمارهٔ ۹۲ خامه را پیدا شد از حرف تو در دل اضطراب
  33. شمارهٔ ۹۳ دیدم آخر به دست، جام طرب
  34. شمارهٔ ۹۴ چو احتیاج طلب می شود، نقاب طلب
  35. شمارهٔ ۹۵ از برای رونق وحدت به کثرت جای ماست
  36. شمارهٔ ۹۶ گر زمین از جا رود، آزادگان را باک نیست
  37. شمارهٔ ۹۷ یاد ایامی که حسن اندیشهٔ ناموس داشت
  38. شمارهٔ ۹۸ بی تو امشب ساغر می، دیدهٔ خونبار داشت
  39. شمارهٔ ۹۹ مژدهٔ حسن قبولم در سخن از اول است
  40. شمارهٔ ۱۰۰ عشق او در وادی من فکر‌ها بسیار داشت
  41. شمارهٔ ۱۰۱ نالهٔ ما چون جرس شایستهٔ تأثیر نیست
  42. شمارهٔ ۱۰۲ چه ذوق در شب وصل از نظارهٔ صبح است؟
  43. شمارهٔ ۱۰۳ بخت بد با اخترم هر شب به جنگ افتاده است
  44. شمارهٔ ۱۰۴ شورش مغز جنون نالهٔ مستانهٔ ماست
  45. شمارهٔ ۱۰۵ با رسوم جهان دلم جنگی ست
  46. شمارهٔ ۱۰۶ کسی که قسمت او غیر بینوایی نیست
  47. شمارهٔ ۱۰۷ مدعی گر نکند بحث سخن دلگیر است
  48. شمارهٔ ۱۰۸ دلم شکفته نگردد ز بس جهان تنگ است
  49. شمارهٔ ۱۰۹ لاله را با روی او تاب قدح نوشی کجاست
  50. شمارهٔ ۱۱۰ شعله ی رسوایی منصور، خس پوش من است
  51. شمارهٔ ۱۱۱ شد خزان و در چمن رنگ دگر افلاک ریخت
  52. شمارهٔ ۱۱۲ مغفر و خفتان به میدان محبت ننگ ماست
  53. شمارهٔ ۱۱۳ به بوی خرقه گلم در چمن عنانگیر است
  54. شمارهٔ ۱۱۴ گل این باغ را ساغر ز می شام و سحر خالی‌ست
  55. شمارهٔ ۱۱۵ نظاره ی تو ز بس دلفریب افتاده ست
  56. شمارهٔ ۱۱۶ ساقی چه دهی پند من این بزم شراب است
  57. شمارهٔ ۱۱۷ ما را نه سر گل، نه تمنای گلاب است
  58. شمارهٔ ۱۱۸ چشم تو ز بیماری خود بر سر ناز است
  59. شمارهٔ ۱۱۹ آتش گل را اگر باشد شراری، خال اوست
  60. شمارهٔ ۱۲۰ می توان رفتن ز کویش، لیک حسرت در قفاست

متن اشعار به نقل از گنجور.