پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

آتش گل را اگر باشد شراری، خال اوست

گر چراغ آیینه ای دارد، گل تمثال اوست

سرو را این جلوه و سامان رعنایی کجاست

طوق قمری کی به حسن نغمه چون خلخال اوست

بستر راحت مرا پهلوست در راه طلب

مرغ را چون خواب آید، بالش پر، بال اوست

نیست پاکان را بجز در کار دنیا اعتبار

خلق را تعظیم مصحف از برای فال اوست

عاجزیم، اما نه چندان کز کسی عاجز شویم

هر که از ما می تواند صرفه بردن، مال اوست

کشتی ما شد بیابان مرگ همچون گردباد

موج این دریا همان از کینه در دنبال اوست

چون توانم دیگری دیدن طلبکارش سلیم؟

رشک دارم من به چشم خود که در دنبال اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱دارد حذر ز فتنه ی او هر که عاقل است
  2. شمارهٔ ۱۲۲آمد بهار و ابر هوادار ما شده ست
  3. شمارهٔ ۱۲۳تا سحر امشب شراب ناب می‌باید گرفت
  4. شمارهٔ ۱۲۴صد نشان خاک مرا از اثر عصیان است
  5. شمارهٔ ۱۲۵درین بساط که نقشی به مدعا ننشست
  6. شمارهٔ ۱۲۶خزان ببین که چمن را چگونه جان داده ست
  7. شمارهٔ ۱۲۷چشم من حلقه‌ای از سلسلهٔ دست من است
  8. شمارهٔ ۱۲۸گدای کوی خراباتم و غمم این است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.