پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

درین بساط که نقشی به مدعا ننشست

کسی به پیش نیامد که بر قفا ننشست

کدام تخت نشین یک سبق ز عشق تو خواند

که همچو طفل دبستان به بوریا ننشست

ازان چو شعله درین ره به خاروخس غلتم

که خارخار دل من ز خار پا ننشست

به رنگ و بوی مقید مشو چو لاله و گل

به راه سیل، کسی پای در حنا ننشست

به گوشه ای بنشین و ز نفس ایمن شو

ز سگ خلاص نگردید تا گدا ننشست

به راه شوق چو برخاستی، دگر منشین

نشد به خاک برابر، غبار تا ننشست

به دل هزار تمنا ز وصل او داریم

کسی به راه بتان در ره خدا ننشست

کدام روز مرا سایه ای به سر انداخت

که همچو تیغ به فرقم پر هما ننشست

شکسته پایی ازو در طریق عشق آموز

به راه شوق کسی همچو نقش پا ننشست

فضای هند ز بس تنگ عرصه بود سلیم

نشست نقش من، اما به مدعا ننشست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷چشم من حلقه‌ای از سلسلهٔ دست من است
  2. شمارهٔ ۱۲۸گدای کوی خراباتم و غمم این است
  3. شمارهٔ ۱۲۹جهان بر خود مرا واله گرفته ست
  4. شمارهٔ ۱۳۰می‌شناسم چشم او را، طرفه مست کافری‌ست
  5. شمارهٔ ۱۳۱بیار می که غمم باز در هجوم گرفت
  6. شمارهٔ ۱۳۲میخانه ی ما چون طرب آبادِ بهار است
  7. شمارهٔ ۱۳۳در چمن چون لاله می بی‌باک می‌باید گرفت
  8. شمارهٔ ۱۳۴مهر و کین تو هر دو مطلوب است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.