پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

میخانه ی ما چون طرب آبادِ بهار است

از برگ گلش خشت چو بنیادِ بهار است

گل کرد جنونم ز رگ و ریشه به صد رنگ

اینها همه از لطف تو ای باد بهار است!

آن مرغ که از صحبت گل خوی گرفته ست

کارش همه در فصل خزان، یاد بهار است

خواهی که درین باغ کنی کسب شکفتن

شاگرد خزان باش که استاد بهار است

لیلی چمن: بید، که مجنون لقب اوست

گویی که مگر بال پریزاد بهار است

دارند خروشی به چمن سرو و صنوبر

از شوق تو اینها همه فریاد بهار است

کس باخبر از کار خود و سستی آن نیست

هر برگ گل آیینه ی فولاد بهار است

دیروزه ند اطفال گل و لاله ی نوخیز

در باغ، خزان است که همزاد بهار است

فریاد سلیم از جگرم دود برآورد

چون مرغ گرفتار که در یاد بهار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴مهر و کین تو هر دو مطلوب است
  2. شمارهٔ ۱۳۵دلم نگاه تو را سخت آشنا دیده‌ست
  3. شمارهٔ ۱۳۶بر من هوای بزم تو بسیار غالب است
  4. شمارهٔ ۱۳۷نوبهار است و چمن در پی سامان گل است
  5. شمارهٔ ۱۳۸دل از هوای صحبت جانانه پر شده ست
  6. شمارهٔ ۱۳۹بی سبب کی دامنم از گریه چون دریا پر است
  7. شمارهٔ ۱۴۰در سر کوی تو ما را بینوایی بهتر است
  8. شمارهٔ ۱۴۱شعله ی شوقم و از شرم زبانم لال است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.