پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

می‌شناسم چشم او را، طرفه مست کافری‌ست

دیده‌ام مژگان شوخش را، عجب تیرآوری‌ست

قوت بازوی غم را بین کزو عاجز شده‌ست

می که هر برگی ز تاکش پنجهٔ زورآوری‌ست

از تهیدستی به مقصد ره نیابد ناله‌ام

نخل چون بی‌برگ شد، هر شاخ تیر بی‌پری‌ست

از پریشانی چه پروا آن سعادت‌پیشه را

کز هنرمندی هر انگشتش به کف شاخ زری‌ست

یک سر مو حق نداری در وجود خود سلیم

هرچه از اسباب هستی داری، آن از دیگری‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲میخانه ی ما چون طرب آبادِ بهار است
  2. شمارهٔ ۱۳۳در چمن چون لاله می بی‌باک می‌باید گرفت
  3. شمارهٔ ۱۳۴مهر و کین تو هر دو مطلوب است
  4. شمارهٔ ۱۳۵دلم نگاه تو را سخت آشنا دیده‌ست
  5. شمارهٔ ۱۳۶بر من هوای بزم تو بسیار غالب است
  6. شمارهٔ ۱۳۷نوبهار است و چمن در پی سامان گل است
  7. شمارهٔ ۱۳۸دل از هوای صحبت جانانه پر شده ست
  8. شمارهٔ ۱۳۹بی سبب کی دامنم از گریه چون دریا پر است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.