پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

چشم من حلقه‌ای از سلسلهٔ دست من است

دانهٔ مرغ دلم آبلهٔ دست من است

وادی چاک که از جیب بود تا دامن

در ره شوق تو یک مرحلهٔ دست من است

دست بر گل نکند غیر ز اندیشهٔ خار

سپر تیغ شدن حوصلهٔ دست من است

سرنوشت من حسرت‌زده را در غم عشق

گر بخوانند، سراسر گلهٔ دست من است

صدفم من، که درین بحر پرآشوب سلیم

چشم عالم همه بر آبلهٔ دست من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹جهان بر خود مرا واله گرفته ست
  2. شمارهٔ ۱۳۰می‌شناسم چشم او را، طرفه مست کافری‌ست
  3. شمارهٔ ۱۳۱بیار می که غمم باز در هجوم گرفت
  4. شمارهٔ ۱۳۲میخانه ی ما چون طرب آبادِ بهار است
  5. شمارهٔ ۱۳۳در چمن چون لاله می بی‌باک می‌باید گرفت
  6. شمارهٔ ۱۳۴مهر و کین تو هر دو مطلوب است
  7. شمارهٔ ۱۳۵دلم نگاه تو را سخت آشنا دیده‌ست
  8. شمارهٔ ۱۳۶بر من هوای بزم تو بسیار غالب است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.