پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

چشم تو ز بیماری خود بر سر ناز است

مژگان تو همچون شب بیمار دراز است

راهی چو سوی کعبهٔ دل نیست، چه حاصل

کز جاده این بادیه چون سینهٔ باز است

از سلسلهٔ بندگی آزاد کسی نیست

در طاعت افلاک، زمین مهر نماز است

آهنگ شکست بت و بتخانه بهانه ست

از هند همین مطلب محمود، ایاز است

تکلیف به آتش نتوان کرد کسی را

چون شمع، زبانم به سر خویش دراز است

بی‌نغمهٔ سلیم از گل و می دست کشیدیم

شیرازهٔ هنگامهٔ ما رشتهٔ ساز است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰می توان رفتن ز کویش، لیک حسرت در قفاست
  2. شمارهٔ ۱۲۱دارد حذر ز فتنه ی او هر که عاقل است
  3. شمارهٔ ۱۲۲آمد بهار و ابر هوادار ما شده ست
  4. شمارهٔ ۱۲۳تا سحر امشب شراب ناب می‌باید گرفت
  5. شمارهٔ ۱۲۴صد نشان خاک مرا از اثر عصیان است
  6. شمارهٔ ۱۲۵درین بساط که نقشی به مدعا ننشست
  7. شمارهٔ ۱۲۶خزان ببین که چمن را چگونه جان داده ست
  8. شمارهٔ ۱۲۷چشم من حلقه‌ای از سلسلهٔ دست من است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.