پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

می توان رفتن ز کویش، لیک حسرت در قفاست

خار خار آرزو ما را درین ره خار پاست

زینت آشفتگان باشد پریشانی چو زلف

این تهیدستی برای دست ما رنگ حناست

از پریشانگردی او خاطر من جمع نیست

با من است، اما نمی دانم دل او در کجاست

در جهاد آرزو، آزاد مردان را بس است

ترکش تیری که بر پهلو ز نقش بوریاست

راحت مردان، هم از سرپنجه ی مردانگی ست

شیر را در وقت خفتن دست و بازو متکاست

جز خم می، می کند هر کس خم دیگر به خاک

گر چو قارون، زنده در خاکش کند دوران، رواست

کشتن خود خواستم هر جا که تیغی شد بلند

بهر طوفان ماندگان، هر موج محراب دعاست

کم مباد از دیدهٔ من خاک راه او سلیم

آنچه هرگز درنمی‌آید به چشمم، توتیاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲آمد بهار و ابر هوادار ما شده ست
  2. شمارهٔ ۱۲۳تا سحر امشب شراب ناب می‌باید گرفت
  3. شمارهٔ ۱۲۴صد نشان خاک مرا از اثر عصیان است
  4. شمارهٔ ۱۲۵درین بساط که نقشی به مدعا ننشست
  5. شمارهٔ ۱۲۶خزان ببین که چمن را چگونه جان داده ست
  6. شمارهٔ ۱۲۷چشم من حلقه‌ای از سلسلهٔ دست من است
  7. شمارهٔ ۱۲۸گدای کوی خراباتم و غمم این است
  8. شمارهٔ ۱۲۹جهان بر خود مرا واله گرفته ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.