پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

دارد حذر ز فتنه ی او هر که عاقل است

همچون شراب کهنه، جهان پیر جاهل است

هر چیز شد حجاب تماشای او مرا

آتش زنم بر آن، همه گر پرده ی دل است

از بس که با غبار دل آلوده می رود

دایم ز آب دیده ی خود راه من گل است

در ورطه ای که قسمتم افکنده، موج را

بر سر سفینه نیست، که تابوت ساحل است

در سنگلاخ کام و هوس تاختن دلیر

بر توسن برهنه ی تجرید مشکل است

از خاطرم سلیم برد باده زنگ غم

موج شراب، صیقل آیینه ی دل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳تا سحر امشب شراب ناب می‌باید گرفت
  2. شمارهٔ ۱۲۴صد نشان خاک مرا از اثر عصیان است
  3. شمارهٔ ۱۲۵درین بساط که نقشی به مدعا ننشست
  4. شمارهٔ ۱۲۶خزان ببین که چمن را چگونه جان داده ست
  5. شمارهٔ ۱۲۷چشم من حلقه‌ای از سلسلهٔ دست من است
  6. شمارهٔ ۱۲۸گدای کوی خراباتم و غمم این است
  7. شمارهٔ ۱۲۹جهان بر خود مرا واله گرفته ست
  8. شمارهٔ ۱۳۰می‌شناسم چشم او را، طرفه مست کافری‌ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.