پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

ما را نه سر گل، نه تمنای گلاب است

در مجلس مستان، عرق فتنه شراب است

ویرانه ی ما رونق میخانه شکسته ست

تا صورت دیوار درو مست و خراب است

در هند عجب نیست گر از باده گذشتیم

یاران همه رنجش طلب و می شکراب است

در میکده کس خرقه ی سالوس نگیرد

این جنس تو صوفی به در صومعه باب است

واعظ به بهار از صفت باده میندیش

کز سبزه چو مخمل در و دیوار به خواب است

مستان چمن را به خزان حال چه پرسی

گل رفته و می هم ز قدح پا به رکاب است

هرگز به کسی آفتی از من نرسیده ست

همچون گل و می آتشم از عالم آب است

معذروی اگر قدر دل خویش ندانی

گل را چه خبر زین که به دستش چه کتاب است

مشکل که رسد در ره شوق تو به جایی

آن پای که در حلقه ی زنجیر رکاب است

پیمودن کشت امل ما چه ضرور است

از برق بپرسید که این چند طناب است

امشب چو سلیمم سر پیمانه کشی نیست

بر زخم دلم بی لب او، می نمک آب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹آتش گل را اگر باشد شراری، خال اوست
  2. شمارهٔ ۱۲۰می توان رفتن ز کویش، لیک حسرت در قفاست
  3. شمارهٔ ۱۲۱دارد حذر ز فتنه ی او هر که عاقل است
  4. شمارهٔ ۱۲۲آمد بهار و ابر هوادار ما شده ست
  5. شمارهٔ ۱۲۳تا سحر امشب شراب ناب می‌باید گرفت
  6. شمارهٔ ۱۲۴صد نشان خاک مرا از اثر عصیان است
  7. شمارهٔ ۱۲۵درین بساط که نقشی به مدعا ننشست
  8. شمارهٔ ۱۲۶خزان ببین که چمن را چگونه جان داده ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.