پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

ساقی چه دهی پند من این بزم شراب است

از گریه مرا منع مکن، عالم آب است

از عشق تو آسان نتوان جست، که دارد

دستی که گلوگیرتر از پای حساب است

از آینه ی ناصیه در حلقه ی مستان

معلوم تنک ظرفی ما همچو حباب است

آن نامه که ما راز دل خویش نویسیم

هر نقطه درو ترجمه ی چارکتاب است

بس خام که شد پخته ز آمیزش مستان

در انجمن این زمزمه ی مرغ کباب است

از بخت زبون ناله ی ما صرفه ندارد

خاموش نشستیم که دیوانه به خواب است

تا چند شماری ورق و هیچ ندانی

زاهد به خدا این چه حساب و چه کتاب است

مجنون ترا سلسله از پا ننشاند

در راه تو هر حلقه ی زنجیر، رکاب است

هر گاه به موری رسم، از بیم مکافات

گویی به سر رهگذرم شیر به خواب است

هر قاصد و هر نامه بری رفت به مقصد

مکتوب سلیم است که در بند جواب است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸چشم تو ز بیماری خود بر سر ناز است
  2. شمارهٔ ۱۱۹آتش گل را اگر باشد شراری، خال اوست
  3. شمارهٔ ۱۲۰می توان رفتن ز کویش، لیک حسرت در قفاست
  4. شمارهٔ ۱۲۱دارد حذر ز فتنه ی او هر که عاقل است
  5. شمارهٔ ۱۲۲آمد بهار و ابر هوادار ما شده ست
  6. شمارهٔ ۱۲۳تا سحر امشب شراب ناب می‌باید گرفت
  7. شمارهٔ ۱۲۴صد نشان خاک مرا از اثر عصیان است
  8. شمارهٔ ۱۲۵درین بساط که نقشی به مدعا ننشست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.