پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

نظاره ی تو ز بس دلفریب افتاده ست

شکست در صف صبر و شکیب افتاده ست

به حیرتم که ازین مشت پر چه می خواهد؟

چه باغبان ز پی عندلیب افتاده ست؟

زبان دعوی ام از شرم بسته است، افسوس

که ذوالفقار به دست خطیب افتاده ست

کند ز چهچهه بلبل، فغان به یاد وطن

کبوتری که به گلشن غریب افتاده ست

شده ست زینت دیهیم آفتاب، سلیم

ز بس که گوهر اشکم نجیب افتاده ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷ما را نه سر گل، نه تمنای گلاب است
  2. شمارهٔ ۱۱۸چشم تو ز بیماری خود بر سر ناز است
  3. شمارهٔ ۱۱۹آتش گل را اگر باشد شراری، خال اوست
  4. شمارهٔ ۱۲۰می توان رفتن ز کویش، لیک حسرت در قفاست
  5. شمارهٔ ۱۲۱دارد حذر ز فتنه ی او هر که عاقل است
  6. شمارهٔ ۱۲۲آمد بهار و ابر هوادار ما شده ست
  7. شمارهٔ ۱۲۳تا سحر امشب شراب ناب می‌باید گرفت
  8. شمارهٔ ۱۲۴صد نشان خاک مرا از اثر عصیان است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.