پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

به بوی خرقه گلم در چمن عنانگیر است

ز شوق شال سرم را هوای کشمیر است

خزان به گلشن آزادگان ندارد راه

نشاط اهل قناعت، بهار تصویر است

در آن دیار همان به که پرسشت نکنند

که مرغ نامه بر دوستان به هم، تیر است

به خان و مان نبرد ره کسی درین وادی

که آشیانه ی مرغش به شاخ نخجیر است

فریب عقل مخور، ایمن از گزند مباش

که ریشه ی نی این بیشه پنجه ی شیر است

ز جنبش سر زلف تو دل به رقص آمد

که ساز صحبت مجنون، صدای زنجیر است

هلاک زخم تو گردم که رسم جانبازی

ز کشته ی تو به طاق بلند شمشیر است

سلیم درد دل خود نمی توانم گفت

سخن چو گریه مرا پیش او گلوگیر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵نظاره ی تو ز بس دلفریب افتاده ست
  2. شمارهٔ ۱۱۶ساقی چه دهی پند من این بزم شراب است
  3. شمارهٔ ۱۱۷ما را نه سر گل، نه تمنای گلاب است
  4. شمارهٔ ۱۱۸چشم تو ز بیماری خود بر سر ناز است
  5. شمارهٔ ۱۱۹آتش گل را اگر باشد شراری، خال اوست
  6. شمارهٔ ۱۲۰می توان رفتن ز کویش، لیک حسرت در قفاست
  7. شمارهٔ ۱۲۱دارد حذر ز فتنه ی او هر که عاقل است
  8. شمارهٔ ۱۲۲آمد بهار و ابر هوادار ما شده ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.