پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

مغفر و خفتان به میدان محبت ننگ ماست

همچو کشتی گیر، عریانی سلاح جنگ ماست

گر به راه شوق گردد مرغ با ما همسفر

از پریدن باز می ماند همه گر رنگ ماست

کار سازد هر که ما همدست کار او شویم

نغمه آن ناخن که بر دل می زند از چنگ ماست

برگ گل در غنچه می باشد، ولی در این چمن

غنچه ها پر خار و خس چون آشیان تنگ ماست

عاشقان را غم بود پیرایهٔ خاطر سلیم

گلشن آیینه‌ایم و سبزهٔ ما زنگ ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴گل این باغ را ساغر ز می شام و سحر خالی‌ست
  2. شمارهٔ ۱۱۵نظاره ی تو ز بس دلفریب افتاده ست
  3. شمارهٔ ۱۱۶ساقی چه دهی پند من این بزم شراب است
  4. شمارهٔ ۱۱۷ما را نه سر گل، نه تمنای گلاب است
  5. شمارهٔ ۱۱۸چشم تو ز بیماری خود بر سر ناز است
  6. شمارهٔ ۱۱۹آتش گل را اگر باشد شراری، خال اوست
  7. شمارهٔ ۱۲۰می توان رفتن ز کویش، لیک حسرت در قفاست
  8. شمارهٔ ۱۲۱دارد حذر ز فتنه ی او هر که عاقل است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.