پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

شد خزان و در چمن رنگ دگر افلاک ریخت

برگ جمعیت فراهم کن که برگ تاک ریخت

بر مشامم بوی او هرگاه آمد از نسیم

همچو غنچه از گریبانم به دامن چاک ریخت

بر بساط این چمن تا همتم دامن فشاند

هر گلی کز خون به دامن داشتم هم پاک ریخت

رشته همچون موج لرزد بر سر آب گهر

بس که آب روی پاکان را جهان بر خاک ریخت

کیسه ی صد پاره ی گل، زر نمی دارد نگاه

هر کجا داغی نهادم، بر دل صد چاک ریخت

مانده از آشفتگی دستم ز هر کاری سلیم

خاک بر فرقم غبار این دل غمناک ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳به بوی خرقه گلم در چمن عنانگیر است
  2. شمارهٔ ۱۱۴گل این باغ را ساغر ز می شام و سحر خالی‌ست
  3. شمارهٔ ۱۱۵نظاره ی تو ز بس دلفریب افتاده ست
  4. شمارهٔ ۱۱۶ساقی چه دهی پند من این بزم شراب است
  5. شمارهٔ ۱۱۷ما را نه سر گل، نه تمنای گلاب است
  6. شمارهٔ ۱۱۸چشم تو ز بیماری خود بر سر ناز است
  7. شمارهٔ ۱۱۹آتش گل را اگر باشد شراری، خال اوست
  8. شمارهٔ ۱۲۰می توان رفتن ز کویش، لیک حسرت در قفاست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.