پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

شعله ی رسوایی منصور، خس پوش من است

مایه ی حلاجی او پنبه ی گوش من است

گر به دست من رسد پیمانه جام جم شود

همچو پیر دیر، معراج سبو دوش من است

انجمن از می تهی گشت و دماغم تر نشد

خون صد مینای می در گردن هوش من است

از پی شوخی که از من می گریزد همچو تیر

چون کمان خمیازه ی خشکی در آغوش من است

شورش مستان سماع بیخودی آرد سلیم

باده در میخانه گر می جوشد از جوش من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲مغفر و خفتان به میدان محبت ننگ ماست
  2. شمارهٔ ۱۱۳به بوی خرقه گلم در چمن عنانگیر است
  3. شمارهٔ ۱۱۴گل این باغ را ساغر ز می شام و سحر خالی‌ست
  4. شمارهٔ ۱۱۵نظاره ی تو ز بس دلفریب افتاده ست
  5. شمارهٔ ۱۱۶ساقی چه دهی پند من این بزم شراب است
  6. شمارهٔ ۱۱۷ما را نه سر گل، نه تمنای گلاب است
  7. شمارهٔ ۱۱۸چشم تو ز بیماری خود بر سر ناز است
  8. شمارهٔ ۱۱۹آتش گل را اگر باشد شراری، خال اوست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.