پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

دیدم آخر به دست، جام طرب

عجب ای دور روزگار، عجب

دامن همتی بود خم را

به فراخی چو آستین عرب

از که نالم، که سوخت عشق مرا

خانه زاد است آتشم چون تب

بود از درد استخوان به تنم

پوست در ناله چون قبای قصب

از جنون این خرابه را همه روز

می‌کنم همچو آفتاب وجب

امشبم درد دل تمام نشد

باقی داستان به فردا شب!

شد اناالحق‌سرا سلیم، آری

مست را مشکل است پاس ادب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵از برای رونق وحدت به کثرت جای ماست
  2. شمارهٔ ۹۶گر زمین از جا رود، آزادگان را باک نیست
  3. شمارهٔ ۹۷یاد ایامی که حسن اندیشهٔ ناموس داشت
  4. شمارهٔ ۹۸بی تو امشب ساغر می، دیدهٔ خونبار داشت
  5. شمارهٔ ۹۹مژدهٔ حسن قبولم در سخن از اول است
  6. شمارهٔ ۱۰۰عشق او در وادی من فکر‌ها بسیار داشت
  7. شمارهٔ ۱۰۱نالهٔ ما چون جرس شایستهٔ تأثیر نیست
  8. شمارهٔ ۱۰۲چه ذوق در شب وصل از نظارهٔ صبح است؟
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.