پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

عشق او در وادی من فکر‌ها بسیار داشت

سوخت خاشاکم‌، وگرنه شعله با او کار داشت

در بساط این گلستان یک گل بی‌خار نیست

بر گل دیبا اگر پهلو نهادم، خار داشت

هرچه دیدم، در ره شوقش سماع انگیز بود

نعرهٔ شیر از نیستان‌، شور موسیقار داشت

عقل نتوانست منع عشق غارتگر کند

خانهٔ ما پاسبان از صورت دیوار داشت

آنکه کاری غیر گلچینی به عمر خود نکرد

دیدم او را کز چمن می‌رفت و مشتی خار داشت

رفت تخت او به باد حادثات آخر سلیم

گرچه از ایام‌، جم انگشتر زنهار داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲چه ذوق در شب وصل از نظارهٔ صبح است؟
  2. شمارهٔ ۱۰۳بخت بد با اخترم هر شب به جنگ افتاده است
  3. شمارهٔ ۱۰۴شورش مغز جنون نالهٔ مستانهٔ ماست
  4. شمارهٔ ۱۰۵با رسوم جهان دلم جنگی ست
  5. شمارهٔ ۱۰۶کسی که قسمت او غیر بینوایی نیست
  6. شمارهٔ ۱۰۷مدعی گر نکند بحث سخن دلگیر است
  7. شمارهٔ ۱۰۸دلم شکفته نگردد ز بس جهان تنگ است
  8. شمارهٔ ۱۰۹لاله را با روی او تاب قدح نوشی کجاست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.