پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳

بخت بد با اخترم هر شب به جنگ افتاده است

این سیاهی گویی از داغ پلنگ افتاده است

یاد این صحرا ز بازیگاه طفلان می دهد

هر کجا پا می نهد دیوانه، سنگ افتاده است

چاک های سینه ام هر یک در بتخانه ای ست

از دل من کار بر اسلام تنگ افتاده است

نغمه ای از مجلس مستان نمی گردد بلند

ناخن مطرب مگر امشب ز چنگ افتاده است؟

در شکست شیشه ی دل ها به او فرصت نداد

آتش از رشک دلش در جان سنگ افتاده است

تحفه ی دل کی به چشم آید که در بزم بتان

گل ز بی قدری چو مصحف در فرنگ افتاده است

تهمت وسعت چه می بندی برین عالم سلیم

نیست او را در وسعتی، چشم تو تنگ افتاده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵با رسوم جهان دلم جنگی ست
  2. شمارهٔ ۱۰۶کسی که قسمت او غیر بینوایی نیست
  3. شمارهٔ ۱۰۷مدعی گر نکند بحث سخن دلگیر است
  4. شمارهٔ ۱۰۸دلم شکفته نگردد ز بس جهان تنگ است
  5. شمارهٔ ۱۰۹لاله را با روی او تاب قدح نوشی کجاست
  6. شمارهٔ ۱۱۰شعله ی رسوایی منصور، خس پوش من است
  7. شمارهٔ ۱۱۱شد خزان و در چمن رنگ دگر افلاک ریخت
  8. شمارهٔ ۱۱۲مغفر و خفتان به میدان محبت ننگ ماست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.