پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

دلم شکفته نگردد ز بس جهان تنگ است

چگونه گل نشود غنچه، گلستان تنگ است

به کام خود پر و بالی نمی توانم زد

چو مرغ بیضه به من زیر آسمان تنگ است

به غیر این که دوم در پی هما چه کنم

ز تیر او به تنم جای استخوان تنگ است

شکوه حسن تو در دل مرا نمی گنجد

به ماهتاب تو پیراهن کتان تنگ است

جرس ز یوسف ما می کند مگر سخنی؟

که جای شکر مصری به کاروان تنگ است

سلیم، وسعت صحن چمن چه سود دهد

مرا که همچو دل غنچه آشیان تنگ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰شعله ی رسوایی منصور، خس پوش من است
  2. شمارهٔ ۱۱۱شد خزان و در چمن رنگ دگر افلاک ریخت
  3. شمارهٔ ۱۱۲مغفر و خفتان به میدان محبت ننگ ماست
  4. شمارهٔ ۱۱۳به بوی خرقه گلم در چمن عنانگیر است
  5. شمارهٔ ۱۱۴گل این باغ را ساغر ز می شام و سحر خالی‌ست
  6. شمارهٔ ۱۱۵نظاره ی تو ز بس دلفریب افتاده ست
  7. شمارهٔ ۱۱۶ساقی چه دهی پند من این بزم شراب است
  8. شمارهٔ ۱۱۷ما را نه سر گل، نه تمنای گلاب است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.