پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

مدعی گر نکند بحث سخن دلگیر است

در جدل گوش و زبانش سپر و شمشیر است

باغبان گو مشو از صحبت ایشان غافل

گل جوان است، اگر مرغ گلستان پیر است!

نیست در عشق همین بند به پای مجنون

طوق خلخال هم از سلسله ی زنجیر است

رهنمایی کند و مانع رهزن گردد

شوق در راه طلب همچو عصا شمشیر است

گلرخان را سخنم کرد به من رام سلیم

که غزال غزلم آهوی آهوگیر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹لاله را با روی او تاب قدح نوشی کجاست
  2. شمارهٔ ۱۱۰شعله ی رسوایی منصور، خس پوش من است
  3. شمارهٔ ۱۱۱شد خزان و در چمن رنگ دگر افلاک ریخت
  4. شمارهٔ ۱۱۲مغفر و خفتان به میدان محبت ننگ ماست
  5. شمارهٔ ۱۱۳به بوی خرقه گلم در چمن عنانگیر است
  6. شمارهٔ ۱۱۴گل این باغ را ساغر ز می شام و سحر خالی‌ست
  7. شمارهٔ ۱۱۵نظاره ی تو ز بس دلفریب افتاده ست
  8. شمارهٔ ۱۱۶ساقی چه دهی پند من این بزم شراب است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.