پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

کسی که قسمت او غیر بینوایی نیست

گلش به دست، کم از کاسه ی گدایی نیست

بیا شکسته ی خود را درست کن اینجا

که خاک میکده کمتر ز مومیایی نیست

دراز دستی مژگان به طاق ازان ابروست

کمند طره ی مشکین به این رسایی نیست

به هر کدام نمک لطف می کنی خوب است

که داغ های دلم را ز هم جدایی نیست

توان شناخت ازان دست هر چه می آید

نشان نامه بجز کاغذ حنایی نیست

سلیم، تیرگی از شمع انجمن چه عجب

ز آفتاب مرا چشم روشنایی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸دلم شکفته نگردد ز بس جهان تنگ است
  2. شمارهٔ ۱۰۹لاله را با روی او تاب قدح نوشی کجاست
  3. شمارهٔ ۱۱۰شعله ی رسوایی منصور، خس پوش من است
  4. شمارهٔ ۱۱۱شد خزان و در چمن رنگ دگر افلاک ریخت
  5. شمارهٔ ۱۱۲مغفر و خفتان به میدان محبت ننگ ماست
  6. شمارهٔ ۱۱۳به بوی خرقه گلم در چمن عنانگیر است
  7. شمارهٔ ۱۱۴گل این باغ را ساغر ز می شام و سحر خالی‌ست
  8. شمارهٔ ۱۱۵نظاره ی تو ز بس دلفریب افتاده ست
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.