پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

مژدهٔ حسن قبولم در سخن از اول است

وصل گل پیراهنان تعبیر خواب مخمل است

نشئه‌ی دولت ندارد کبریای علم را

نخوت دود چراغ افزون ز دود مشعل است

چون فلک یک چشم دارد در هنر سنجی حسود

از برای عیب مردم دیدن اما احول است

بس که از معموره کلفت همچو مجنون برده‌ام

از برای خاطر من خاک در صحرا تل است

یک گره هرگز ز کار تیره‌بختان وانکرد

آسمان را ماه نو چون ناخن دست شل است

مُردم و آسوده از دردسر عالم شدم

تختهٔ تابوت پندار‌ی ز چوب صندل است

عشق را آغاز و انجامی نمی‌باشد سلیم

روز آخر یار با ما همچو روز اول است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱نالهٔ ما چون جرس شایستهٔ تأثیر نیست
  2. شمارهٔ ۱۰۲چه ذوق در شب وصل از نظارهٔ صبح است؟
  3. شمارهٔ ۱۰۳بخت بد با اخترم هر شب به جنگ افتاده است
  4. شمارهٔ ۱۰۴شورش مغز جنون نالهٔ مستانهٔ ماست
  5. شمارهٔ ۱۰۵با رسوم جهان دلم جنگی ست
  6. شمارهٔ ۱۰۶کسی که قسمت او غیر بینوایی نیست
  7. شمارهٔ ۱۰۷مدعی گر نکند بحث سخن دلگیر است
  8. شمارهٔ ۱۰۸دلم شکفته نگردد ز بس جهان تنگ است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.