پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

چو احتیاج طلب می شود، نقاب طلب

که از خدا نتوان کرد بی جواب طلب

خبر ز خضر نداری و زندگانی او

بمیر تشنه، مکن از زمانه آب طلب

مرید پیر مغانم که این نصیحت اوست

طلب مکن ز کسی، ور کنی شراب طلب

نکرده ام ز قناعت به کودکی هرگز

ز دایه شیر به شب های ماهتاب طلب!

به زیر چرخ مجو کام خویش ای درویش

چه می کنی ز در خانه ی خراب طلب؟

درین محیط که دست تهی ست مخزن فیض

طلب مکن ز صدف گوهر، از حباب طلب

حدیث منع شراب است در کجا زاهد

چو غنچه بر سر زانو نشین، کتاب طلب

درین خرابه، عزیزان رفته را از خاک

به پنجه چند کنم همچو آفتاب طلب؟

کشد به جذبه ز هندم به سوی خاک نجف

بود سلیم همینم ز بوتراب طلب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶گر زمین از جا رود، آزادگان را باک نیست
  2. شمارهٔ ۹۷یاد ایامی که حسن اندیشهٔ ناموس داشت
  3. شمارهٔ ۹۸بی تو امشب ساغر می، دیدهٔ خونبار داشت
  4. شمارهٔ ۹۹مژدهٔ حسن قبولم در سخن از اول است
  5. شمارهٔ ۱۰۰عشق او در وادی من فکر‌ها بسیار داشت
  6. شمارهٔ ۱۰۱نالهٔ ما چون جرس شایستهٔ تأثیر نیست
  7. شمارهٔ ۱۰۲چه ذوق در شب وصل از نظارهٔ صبح است؟
  8. شمارهٔ ۱۰۳بخت بد با اخترم هر شب به جنگ افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.