پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

چو غنچه جمع کن از خار عشق دامان را

به دست چاک مده همچو گل گریبان را

به فکر عشق بنازم که خوب پیدا کرد

برای قفل جنون، پره ی بیابان را

بهشت به ز سر کوی او نخواهد بود

کسی که یافته این را، چه می کند آن را

ازو مپرس حدیث سیاه بختی ما

که سرمه دان نکند هیچ کس نمکدان را

سلیم تا به کی از شوق دوستان عراق

چو ابر، گل کنم از گریه خاک گیلان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳من از میانه برون، یار در کنار مرا
  2. شمارهٔ ۸۴درین کشور چه میپرسی غرور حسن سرکش را
  3. شمارهٔ ۸۵در دیده ندارم دگر ای عهدشکن آب
  4. شمارهٔ ۸۶نیست ممکن جرعه ی آبی نباشد با نصیب
  5. شمارهٔ ۸۷سخن ماست سربسر مرغوب
  6. شمارهٔ ۸۸خون گل ریزد درین باغ پرافسون آفتاب
  7. شمارهٔ ۸۹بر آن سرم که کنم فاش گفتگوی شراب
  8. شمارهٔ ۹۰نوبهار است و به جدول می‌رود مستانه آب
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.