پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

در دیده ندارم دگر ای عهدشکن آب

تا چند به عالم تو زنی آتش و من آب

تا کی به تمنای گل روی تو باشم

سرگشته ی عالم چو بر اطراف چمن آب

هرگاه گذشتی به دل، از اشک سبک خیز

یک نیزه چو فواره گذشت از سر من آب

سرچشمه ی حیوان به سکندر بگذارد

یک بار خورد خضر گر از چاه ذقن آب

در خاک غریبی جگرم تشنه لبی سوخت

چون ابر عبث برنگرفتم ز وطن آب

دریابد اگر چاشنی تلخی عمرم

از آب بقا خضر کشد دست و دهن آب

همچشم حبابم که اگر چاک نباشد

پیراهن من می شود از شرم به تن آب

از عیب کسی هر که به رویش سخنی گفت

از خجلت آن می شود آیینه ی من آب

سوی چمن عشق، سلیم از پی تسلیم

از موج و حباب آمده با تیغ و کفن آب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷سخن ماست سربسر مرغوب
  2. شمارهٔ ۸۸خون گل ریزد درین باغ پرافسون آفتاب
  3. شمارهٔ ۸۹بر آن سرم که کنم فاش گفتگوی شراب
  4. شمارهٔ ۹۰نوبهار است و به جدول می‌رود مستانه آب
  5. شمارهٔ ۹۱بهار است و چمن چون روی محبوب
  6. شمارهٔ ۹۲خامه را پیدا شد از حرف تو در دل اضطراب
  7. شمارهٔ ۹۳دیدم آخر به دست، جام طرب
  8. شمارهٔ ۹۴چو احتیاج طلب می شود، نقاب طلب
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.