پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

خون گل ریزد درین باغ پرافسون آفتاب

می‌زند چون ماه بر شبنم شبیخون آفتاب

عمرها رفت و همان بیگانه‌ای با ما، مگر

در قیامت گرم خواهی شد به ما چون آفتاب؟

از بتان هند هرشب محفلم بتخانه است

می‌رود از خانهٔ من صبح بیرون آفتاب

چند از بیم نم طوفان چشم تر، دهم

پیکر شوریدهٔ خود را چو مجنون آفتاب

هیچ کس را سینه در عشق تو با من صاف نیست

تیغ بر من می‌کشد آیینه همچون آفتاب

در شب وصلم شبیخون زد بس بر دل سلیم

صبح می‌آید برون با تیغ پرخون آفتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰نوبهار است و به جدول می‌رود مستانه آب
  2. شمارهٔ ۹۱بهار است و چمن چون روی محبوب
  3. شمارهٔ ۹۲خامه را پیدا شد از حرف تو در دل اضطراب
  4. شمارهٔ ۹۳دیدم آخر به دست، جام طرب
  5. شمارهٔ ۹۴چو احتیاج طلب می شود، نقاب طلب
  6. شمارهٔ ۹۵از برای رونق وحدت به کثرت جای ماست
  7. شمارهٔ ۹۶گر زمین از جا رود، آزادگان را باک نیست
  8. شمارهٔ ۹۷یاد ایامی که حسن اندیشهٔ ناموس داشت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.