پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

بهار است و چمن چون روی محبوب

چو قد یار، هر سروی دل آشوب

دل از موج و دم ماهی گشاید

صفای خانه از آب است و جاروب

کبوتر را فرستادم به سویش

خط آزادی اش دادم ز مکتوب

گروهی نیستند ابنای عالم

که بگذارند یوسف را به یعقوب

به خونخواری جهانی اوفتاده

مرا در پوست، همچون کرم ایوب

قفس از شعله ی آواز ما سوخت

چنین می باشد آتشخانه ی چوب

سخن کردن نمی آید ز هر کس

تو می دانی سلیم این شیوه را خوب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳دیدم آخر به دست، جام طرب
  2. شمارهٔ ۹۴چو احتیاج طلب می شود، نقاب طلب
  3. شمارهٔ ۹۵از برای رونق وحدت به کثرت جای ماست
  4. شمارهٔ ۹۶گر زمین از جا رود، آزادگان را باک نیست
  5. شمارهٔ ۹۷یاد ایامی که حسن اندیشهٔ ناموس داشت
  6. شمارهٔ ۹۸بی تو امشب ساغر می، دیدهٔ خونبار داشت
  7. شمارهٔ ۹۹مژدهٔ حسن قبولم در سخن از اول است
  8. شمارهٔ ۱۰۰عشق او در وادی من فکر‌ها بسیار داشت
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.