پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

من از میانه برون، یار در کنار مرا

حجاب عشق چه شد، پرده ای بیار مرا

غرور صف شکنی داشتم، چه دانستم

شکست می دهد این گونه یک سوار مرا

فروگرفته ز بس جوش گریه ام بی تو

برآمد ابر ز دامن چو کوهسار مرا

چه سود چوب گل ای دوستان که شور جنون

ز هر بهار فزون است این بهار مرا

ز پاره های دل از بس پر است، پنداری

که آبگینه شکسته ست در کنار مرا

خوشم که کرد به مستی زمانه مشهورم

نیم غلام که خوانند هوشیار مرا

چو رفتم، آمدنم نیست، آفتاب نیم

فغان که خوب ندانسته روزگار مرا

نمی خورم غم خود تا غم تو هست ای دوست

سر تو باد سلامت، به خود چه کار مرا

سپرده ام به تو خود را، تو هم پس از مردن

به خاک رهگذر خویشتن سپار مرا

چو خاک گرچه ندارد وجود من قدری

برای کوری دشمن نگاه دار مرا

کسی ز گمشدگان غیر من سلیم نماند

زمانه داشت ز عنقا به یادگار مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵در دیده ندارم دگر ای عهدشکن آب
  2. شمارهٔ ۸۶نیست ممکن جرعه ی آبی نباشد با نصیب
  3. شمارهٔ ۸۷سخن ماست سربسر مرغوب
  4. شمارهٔ ۸۸خون گل ریزد درین باغ پرافسون آفتاب
  5. شمارهٔ ۸۹بر آن سرم که کنم فاش گفتگوی شراب
  6. شمارهٔ ۹۰نوبهار است و به جدول می‌رود مستانه آب
  7. شمارهٔ ۹۱بهار است و چمن چون روی محبوب
  8. شمارهٔ ۹۲خامه را پیدا شد از حرف تو در دل اضطراب
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.