پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

تماشایش برد از آهوی وحشی تک و دو را

ز رفتن بازدارد حیرتش عمر سبکرو را

نخواهد همچو فرهادی به دست روزگار افتاد

زند بر هم اگر صدبار تاج و تخت خسرو را

کمال اهل دنیا حاصل از آب و علف آید

خر عیسی اتاقه کرد بر سر خوشهٔ جو را

قدم در راه نه، تا کی به قید کاروان باشی

به از توفیق، در عالم رفیقی نیست رهرو را

غم کم عمری مهتاب مستان را نباید خورد

که بوی شیر می آید هنوز از لب مه نو را

صبوحی کرده هر گه از چمن آمد سلیم آن گل

ز شرم روی او خورشید دور انداخت پرتو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳دیوانه ایم و وادی عشق است دشت ما
  2. شمارهٔ ۶۴برق عشق آمد که سوزد خرمن تدبیر را
  3. شمارهٔ ۶۵کی به دل آرم خیال آشیان خویش را
  4. شمارهٔ ۶۶سرو چون سایه ز پی آمده رفتار ترا
  5. شمارهٔ ۶۷کی ز تیغ آفتاب خویش باشد غم مرا
  6. شمارهٔ ۶۸دلم به عشق هلاک است کینه خواهی را
  7. شمارهٔ ۶۹گر به گوش خود ز مردم بشنوی گفتار را
  8. شمارهٔ ۷۰یارب این چاک گریبان ز چه باشد گل را
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.