پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

دلم به عشق هلاک است کینه خواهی را

که دام عیش بود موج بحر ماهی را

کسی که باخته نقد شباب را، داند

که گریه نیست عبث شمع صبحگاهی را

گدای میکده آرد فرو چو شیشه ز طاق

به زیر پای نهد تخت پادشاهی را

ز نسبت خط و خال تو برق چون لاله

درون دیده ی خود جا دهد سیاهی را

خراب آنکه مرا خواهد از شراب کند

چو ابلهی ست که راند به آب ماهی را

فغان ز چشم تو، آری پدر مرا می گفت

که ره به خانه مده چون کمان سپاهی را

سلیم، قاتل ما صلح چون کند در حشر

چگونه ما نگذاریم دادخواهی را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰یارب این چاک گریبان ز چه باشد گل را
  2. شمارهٔ ۷۱شکست فتح بود بیدلان جنگ ترا
  3. شمارهٔ ۷۲گرفته از علم سروقد او پیش خیلی را
  4. شمارهٔ ۷۳تا چند کنی خون دل صاحب نظران را
  5. شمارهٔ ۷۴در سر کوی تو شب خاک بود بستر ما
  6. شمارهٔ ۷۵ز حریم کعبه کمتر نبود کنشت ما را
  7. شمارهٔ ۷۶جهان چه می به قدح ریخت بی خبر ما را
  8. شمارهٔ ۷۷ز طوف میکده واجب بود سپاس مرا
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.