پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

در سر کوی تو شب خاک بود بستر ما

چون شهیدان سر ما بالش زیر سر ما

در تماشاگه دیدار تو ما سوخته ایم

سرمه ی دیده کند آینه خاکستر ما

ما ترقی بجز از راه تنزل نکنیم

خاک چون دانه کند تربیت اختر ما

آنچه گویند درین قصه، مرصع خوانی ست

جام جمشید نبوده ست به از ساغر ما

از هوای می گلرنگ ندارد آرام

چون گدایان نفسی کشتی بی لنگر ما

همچو آیینه ی دیوار، درین دیر خراب

ریشه ی سبزه ی زنگار بود جوهر ما

پی آگاهی عیب و هنر خویش سلیم

همچو طاووس شد آیینه ی ما هر پر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶جهان چه می به قدح ریخت بی خبر ما را
  2. شمارهٔ ۷۷ز طوف میکده واجب بود سپاس مرا
  3. شمارهٔ ۷۸در دوزخ و بهشت نیاسوده‌ایم ما
  4. شمارهٔ ۷۹به غیر میکده زاهد بود شراب کجا
  5. شمارهٔ ۸۰گل ز بلبل یاد گیرد مستی جاوید را
  6. شمارهٔ ۸۱چو غنچه جمع کن از خار عشق دامان را
  7. شمارهٔ ۸۲بیا که سوخت ز شوق تو لاله در صحرا
  8. شمارهٔ ۸۳من از میانه برون، یار در کنار مرا
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.