پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

جهان چه می به قدح ریخت بی خبر ما را

که خاک شد سر و نگذاشت درد سر ما را

محبت عجبی در میانه ی من و اوست

زمانه گر بگذارد به یکدگر ما را

چنان کرشمه به ما می کند، که پنداری

خریده است گل این چمن به زر ما را!

چگونه دل ز غم روزگار برداریم؟

همین رسیده به میراث از پدر ما را

ز بلبلان گلستان سلیم صد فریاد

که از بهار نکردند باخبر ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸در دوزخ و بهشت نیاسوده‌ایم ما
  2. شمارهٔ ۷۹به غیر میکده زاهد بود شراب کجا
  3. شمارهٔ ۸۰گل ز بلبل یاد گیرد مستی جاوید را
  4. شمارهٔ ۸۱چو غنچه جمع کن از خار عشق دامان را
  5. شمارهٔ ۸۲بیا که سوخت ز شوق تو لاله در صحرا
  6. شمارهٔ ۸۳من از میانه برون، یار در کنار مرا
  7. شمارهٔ ۸۴درین کشور چه میپرسی غرور حسن سرکش را
  8. شمارهٔ ۸۵در دیده ندارم دگر ای عهدشکن آب
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.