پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

ز طوف میکده واجب بود سپاس مرا

که کرد شوق برهمن خداشناس مرا

چنان که سایه ی ابر بهاری از خورشید

ز جلوه ی تو پریشان شود حواس مرا

مگر ز دست تو ای بوالهوس قدح گیرد

هزار مرتبه ضایع شد التماس مرا

نمی کنم به گل و لاله دست، پنداری

که باغبان به چمن برده بهر پاس مرا

مرا به رد و قبول زمانه کاری نیست

اگر کسی نشناسد، تو می شناس مرا

ز بس به جام شراب است الفتم، چون ماه

برد گرفتگی دل، صدای طاس مرا

به چشم پاک بنازم، که هر نفس بلبل

برد به سیر گلستان به التماس مرا!

چنان به سیر چمن بی تکلفانه روم

که عندلیب کند باغبان قیاس مرا

ازان به کشت امل همچو خوشه می لرزم

که موج آب خبر می دهد ز داس مرا

به عزم سیر چمن چون روم ز خانه برون؟

که خارهاست به پا از گل پلاس مرا

ز بس گزند چو یوسف کشیده ام از چاه

چو مار می شود از ریسمان هراس مرا

ز بس که جامه دریدم به عشق و رسوایی

ز تن کناره کند چون علم لباس مرا

چگونه دامن وصل ترا نگه دارم؟

ز کار رفته چو سرپنجه ی حواس مرا

سلیم همچو مسیحا روم به سوی فلک

چه کار مانده درین دیر بی اساس مرا؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹به غیر میکده زاهد بود شراب کجا
  2. شمارهٔ ۸۰گل ز بلبل یاد گیرد مستی جاوید را
  3. شمارهٔ ۸۱چو غنچه جمع کن از خار عشق دامان را
  4. شمارهٔ ۸۲بیا که سوخت ز شوق تو لاله در صحرا
  5. شمارهٔ ۸۳من از میانه برون، یار در کنار مرا
  6. شمارهٔ ۸۴درین کشور چه میپرسی غرور حسن سرکش را
  7. شمارهٔ ۸۵در دیده ندارم دگر ای عهدشکن آب
  8. شمارهٔ ۸۶نیست ممکن جرعه ی آبی نباشد با نصیب
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.