پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

کی ز تیغ آفتاب خویش باشد غم مرا

سر بود در راه او چون قطرهٔ شبنم مرا

من که همچون سبزه‌ام هر شبنم آب زندگی ست

از چه دارد ابر بر سر منت عالم مرا

معجز عیسی ز زخم سینهٔ من عاجز است

کی چو داغ آینه سودی دهد مرهم مرا

تا به کی از آتش هر کس گدازم همچو موم

کاشکی بردی دلی از سنگ چون خاتم مرا

در قیامت ساقی کوثر اگر جامی دهد

کافرم گر باشد از آشوب محشر غم مرا

ای که دست قدرتت، هم پنجه ی صنع خداست

مشت خاکی قابلم، گر می کنی آدم مرا

سوخته گر آتش غم شاخسارم را سلیم

می‌تواند کرد ابر دست او خرم مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹گر به گوش خود ز مردم بشنوی گفتار را
  2. شمارهٔ ۷۰یارب این چاک گریبان ز چه باشد گل را
  3. شمارهٔ ۷۱شکست فتح بود بیدلان جنگ ترا
  4. شمارهٔ ۷۲گرفته از علم سروقد او پیش خیلی را
  5. شمارهٔ ۷۳تا چند کنی خون دل صاحب نظران را
  6. شمارهٔ ۷۴در سر کوی تو شب خاک بود بستر ما
  7. شمارهٔ ۷۵ز حریم کعبه کمتر نبود کنشت ما را
  8. شمارهٔ ۷۶جهان چه می به قدح ریخت بی خبر ما را
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.